فى التّهيّؤ لنزول الرّحمة بالأوبة إلى اللَّه
شيرْ مردانند در عالم مدد * آن زمان كافغان مظلومان رسد
بانگ مظلومان زهر جا بشنوند * آن طرف چون رحمت حق مىروند
آن ستونهاى خللهاى جهان * آن طبيبان مرضهاى نهان
محض مهر و داورى و رحمتند * همچو حق بىعلّت و بىرشوتند
مهربانى شد شكار شير مرد * در جهان دارو نجويد غير درد
هر كجا دردى ، دوا آنجا رود * هر كجا پستيست ، آب آنجا رود
آب رحمت بايدت ، رو پست شو * وانگهان خور خمر رحمت ، مست شو
چرخ را در زير پاى آر اى شجاع ! * بشنو از فوق فلك بانگ سماع
پنبه [ ىِ ] وسواس بيرون كن ز گوش * تا به گوشت آيد از گردون خروش
پاك كن دو چشم را از موى عيب * تا ببينى باغ و سروستان غيب
دفع كن از مغز و از بينى زكام * تا كه ريح اللّه آيد در مشام
هيچ مگذار از تب و صفرا اثر * تا بيايى از جهان طعم شكر
داروى مردى كن و عنّين مپوى * تا برون آيند صد گون خوبروى
كنده [ ىِ ] تن را ز پاى جان بكن * تا كند جولان به گردت انجمن
غلّ بخل از دست و گردن دور كُن * بخت نو درياب در چرخ كهن
ور نمىتانى به كعبه [ ىْ ] لطف پر * عرضه كن بيچارگى بر چارهگر
زارى و گريه قوى سرمايهايست * رحمت كلّى قوىتر دايهايست
دايه و مادر بهانهجو بود * تا به كى آن طفل او گريان شود ؟
طفل حاجات شما را آفريد * تا بناليد و شود شيرش پديد
گفت ادْعُوا اللَّه ، بىزارى مباش * تا بجوشد شيرهاى مهرهاش
هوىهوى باد و شيرافشان ابر * در غم مايند يك ساعت تو صبر
فِى السَّماءِ رِزقُكُم نشنيده [ اى ] * اندرين پستى چه بر چسبيده [ اى ] ؟
ترس و نوميديت دان آواز غول * مىكشد گوش تو تا قعر سفول