تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
بر زمين پهلوت را آرام نيست * دان كه در خانه لحاف و بستريست
بىمقرگاهى نباشد بىقرار * بىخماراشكن نباشد اين خمار
رحمت بىحد روانه هر زمان * خفته‌ايد از درك آن ، اى مردمان !

فى تأويل أفعال الصّلاة

معنى تكبير اينست اى اميم ! * كاى خدا ! پيش تو ما قربان شديم
وقت ذبح اللّه اكبر مىكنى * همچنين در ذبح نفس كشتنى
تن چو اسماعيل و جان همچون خليل * كَرد جان تكبير بر جسم نبيل
گشت تن كشته ز شهوتها و آز * شد به بسم اللّه بسمل در نماز
چون قيامت پيش حق صفها زده * در حساب و در مناجات آمده
ايستاده پيش يزدان اشك‌ريز * بر مثال راست خيز رستخيز
حق همىگويد چه آوردى مرا * اندرين مهلت كه من دادم تو را
عمر خود را در چه پايان برده [ اى ] ؟ * قوت و قوّت در چه فانى كرده [ اى ] ؟
گوهر ديده كجا فرسوده‌اى ؟ * پنج حس را در كجا پالوده‌اى ؟
چشم و گوش و هوش و گوهرهاى عرش * خرج كردى ، چه خريدى تو ز فرش ؟
دست و پا دادمت چون بيل و كلند * من ببخشيدم ، ز خود آن كى شدند ؟
همچنين پيغامهاى دردگين * صد هزاران آيد از حضرت چنين
در قيام اين گفتها دارد رجوع * از خجالت شد دوتا او در ركوع
قوّت استادن از خجلت نماند * در ركوع از شرم تسبيحى بخواند
باز فرمان مىرسد بردار سر * از ركوع و پاسخ حق برشمر
سر برآرد از ركوع آن شرمسار * باز اندر رو فتد آن خام كار
باز فرمان آيدش بردار سر * از سجود و واده از كرده خبر
سر برآرد او دگر ره شرمسار * اندر افتد باز در رو همچو مار
باز گويد : سر برآور بازگو * كه بخواهم جست از تو موبه‌مو
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى ) — صفحة 170 | جويا جهانبخش / الفيض الكاشاني