اولياء را در درونها نغمههاست
اوليا « 1 » را در درونها نغمههاست * طالبان را زان حيات بىبهاست
نشنود آن نغمهها را گوش حس * كز ستمها گوش حس بايد نجس
نشنود نغمهء پرى را آدمى * كو بود ز اسرار پريان اعجمى
گرچه هم نغمهء پرى زين عالم است * نغمهء دل برتر از هر دودمست
كه پرى و آدمى زندانىاند * هر دو در زندان اين نادانىاند
معشر الجن سورهء رحمان بخوان * تستطيعوا ، تنفذوا را بازدان « 2 »
هين ز لاى نفى سرها برزنيد * اين خيال و وهم يكسو افكنيد
اى همه پوسيده در كون و فساد * جان باقيتان نروييد و نزاد
گر بگويم شمّهاى زان نغمهها * جانها سر برزنند از دخمهها
گوش را نزديك كن كان دور نيست * ليك نقل آن به تو دستور نيست
هين كه اسرافيل وقتند اوليا * مرده را زينشان حيات است و نما
جان هريك مردهاى از گور تن * برجهد ز آوازشان اندر كفن
گويد اين آواز ز آواها جداست * زنده كردن كار آواز خداست
ما بمرديم و به كلى كاستيم * بانگ حق آمد ، همه برخاستيم
بانگ حق اندر حجاب و بىحجيب * آن دهد كو داد مريم را ز جيب
اى فناتان نيست كرده زيرپوست * بازگرديد از عدم ز آواز دوست
مطلق آن آواز خود از شه بود * گرچه از حلقوم عبد الله بود
گفته او را من زبان و چشم تو * من حواس و من رضا و خشم تو
رو كه بى يسمع و بى يبصر تويى * سر تويى چه جاى صاحب سر تويى
چون شدى من كان للّه از وله * من تو را باشم كه كان اللّه له « 3 »
هامش
( 1 ) - در نسخهء قونيه : انبياء .
( 2 ) - اشاره به :« يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ »سوره الرحمن آيه 33 .
( 3 ) - اشاره به حديث نبوى : « من كان للّه كان اللّه له » كشف الاسرار 562 و 371 .