تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
در مملكتت كى آن فزايد ؟ * يا زين ملك تو ، كى كم آيد اين مشت گناهكاره‌اى چند * در جنب جلال تو چه ارزند گر بخشائى و گر بسوزى * حاشا كه تو كيسه‌اى بدوزى گر مغفرت تو دستگير است * اين جرم و گناه ما حقير است « 1 » ور توبه گناهمان بسوزى * بايد سقرى دگر فروزى « 2 » درياب غمت رسيدگان را * از روح خودت دميدگان را تن گرچه ز خاك آفريدى * جان را خود پاك ، آفريدى گر « 3 » زنگ گرفته است بزداى * آلوده شده است پاك فرماى

نفس اوّل

يك ره نظرى به خسته‌اى كن * رحمى به دل شكسته‌اى كن آن كو جُز تو كسى ندارد * غمخوارى و مونسى ندارد محنت‌زده‌ايست ، شرمسارى * خجلت‌زده‌ايست زشتكارى دل‌سوخته‌ايست خسته جانى * تر كرده به ذكر تو زبانى بر خاك فتاده خوار و زاريست * وز درگه تو اميدواريست مگذار كه نااميد گردد * بخشاى كه روسفيد گردد يا ربّ لوجهك المكرّم * يا ربّ باسمك المعظّم حقّ سبحات نور ذاتت * حقّ اسماء حق صفاتت « 4 » يا ربّ بعلو و عزّت تو * حقّ جبروت و هيبت تو يا رب به فرشتگان منزل * يا رب به پيمبران مرسل يا رب به حق رسول مختار * آن مهتر و بهترين ابرار
هامش
( 1 و 2 ) ) - دو بيت از مجلس . ( 3 ) - نسخهء مطبوع : پُررنگ . ( 4 ) - بيت در مجلس نيست .