محظوظ مىشود و از اين جهت هيچ دمى اثر موجدى و خالقى حق از وى منقطع نيست هر چند او را از وصول آن اثر آگاهى نيست و شايد كه اشاره به اين معنا شده باشد آنجا كه مىفرمايد :
« بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ »
« 1 » و آنجا كه مىنمايد :
« وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ »
« 2 » « 3 » و مثال اين مثال قطعات آبست در نهر جارى كه واحد بالشخص مىنمايد و حال آنكه متبدّل است آنا فآنا يا مثال شعلههاى آتش مستحيله به هوا در چراغ بر سبيل اتّصال ، سؤال :
اگر سائلى برين برهان اعتراض كند كه چرا نشود كه اصل طبيعت و جسم ثابت باشد و ليكن او را حالتى حادث شود كه بدان حالت مهيّاى تحريك شود و بعد از حصول آن حركت او را حالتى ديگر حاصل شود كه بدان مهيّاى تحريكى ديگر شود و همچنان الى ما شاء اللّه چنان كه از حكما منقول است در حركات افلاك جواب گوئيم كه اين نمىتواند بود به چند وجه اولا به جهت آنكه مبدأ طبيعت امريست ثابت ، پس هرگاه طبيعت نيز ثابت باشد نوبت اول تغير از كجا بهم رسيد چه تسلسل محال است و اما ثانيا به جهت آنكه از حالت علّت معدّه است حركت را و تا معدوم نشود حركت به فعل نمىآيد پس علّت موجده حركت كه با معلومش بايد بود و از او منفك نشود كدام است ، لاجرم امرى متغيّر بايد غير آنكه با حركت باشد و امّا ثالثا به جهت آنكه حركت امرى است نسبى و هو تغير المتغير و حدوث الحادث و خروج الخارج من القوة الى الفعل فلا بد و ان ينتهى الى متغير و حادث و خارج بالذات ليتقوم به و الّا لم تكن موجودة و باللّه التوفيق .
هامش
( 1 ) - آيت 15 سوره ق .
( 2 ) - آيت 88 سورة النمل .
( 3 ) - صدر الدين شيرازى استاد فيض صاحب اسفار در مبحث حركت در سفر اول در دفع شبهاتى كه به نظريهء حركت جوهرى شده به همين دو آيت مستند فيض استناد نموده و آيات ديگرى را نيز آورده است و فيض كاشانى در اين مقاله نظريه استاد صدر المتألهين را شارح است « واعظى » .