فيض در پاسخ سؤال كنندهاى در حدوث عالم و تجدّد آن « 1 »
فرد مجموعه شماره 1712 ثبت كتابخانه مجلس شورا به خط كاتب علم الهدى و استكتاب وى
بسم اللّه الرحمن الرحيم
بدان اى جويندهء تحقيق و پويندهء وسط طريق ايدك اللّه بروح منه كه مجموع عالم جسمانى از سماوات و ارضين و ما فيها و ما بينهما هميشه در تغير و تبديل و تجدّد و سيلان است و دليل برين آنكه هيچ جزوى از اجزاى اين عالم نيست مگر آنكه متحرّك به نحوى از انحاء حركت امّا در اين و يا در وضع يا در كم يا در كيف يا غير آن امّا بالفعل و امّا بالقوة چه هرچه ساكن است در شأنش هست كه متحرك باشد پس بالقوه متحرّك است و اين به حسب نظر جبلّى است و امّا به حسب نظر دقيق همه بالفعل متحركند دائما چنان كه بعد از اتمام برهان منكشف شود و حركت عبارت است از خروج شىء از قوّت به فعل بر سبيل تدريج و اين به عينه معنى تغير و تجدّد است و مبدأ حركت در جسم طبيعى است كه ساريست در او بلكه مبدأ قريب جميع اعراض و صفات و توابع جسم همين طبيعت است كه اشرف اجزاء اوست و تقوّم همه بدوست ، به اين معنا كه فيض حق سبحانه و تعالى اولا به طبيعت مىرسد و به واسطه او به ساير صفات و عوارض جسم ، نه آنكه طبيعت علّت فاعلى آنها باشد ، چه جسم و جسمانى نشايد كه علّت فاعلى چيزى تواند شد بلكه آنها همه از لوازم طبيعتاند بىتخلّل جعلى ميان طبيعت و آنها و طبيعت متغيّر بالذّات و متجدد بالحقيقه است يعنى ذاتش تقاضاى تجدّد و سيلان و عدم بقا در دوران مىكند امّا آنكه متغيّر و متجدّد است به جهت آنكه اگر ثابت باشد حركت از او صادر نخواهد بود بلكه سكون خواهد بود و
هامش
( 1 ) - مفاد اين مقاله تأييد حركت جوهرى نظريه ويژهء صدر المتألهين شيرازى است كه گويد لازمه جسم مادى حركت است و اين حركت بسوى تكامل است و فيض گويد حركت دو گونه است بالقّوه و بالفعل و حركت بالقّوه منتهى به حركت در جوهر مىشود « فيضى » .