تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
خنده‌اى بر لبى انگشت نزد * كه نيفكند ز پى چين جبين شد پراكنده جهان را خاطر * گرچه با هم بود اجزاش قرين متفرّق چو بنات النعش است * گرچه جمع است به ظاهر پروين از غم روزى فردا هركس * خاطر مضطربش شد چركين كودك اندر غم روزى شده پير * گذرانيد همه عمر بدين نه دوا را اثرى ماند بجا * نه دعا رفت به بالا ز زمين از فرح نيست كنون جُز حرفى * منقلب گشت فرح در فرحين حان ان يظهر روح العالم * من به قام حيوة المتين عجّل اللّه ظهور القائم * شاد باد آنكه بگويد آمين يا الهى برسانش صلوات * از من و هر كه بود مخلص دين و آن عرش و عدد مخلوقات * و آنچه احصا شده در لوح مبين بيعتش كن ز من خسته قبول * تا بيابد دل زارم تسكين عقد آن بسته ز فطرت دارم * محكمش دار الى يوم الدين پس ز انصار و ز اعوان گردان * من و امثال مرا از موفين گر بميريم برون آر از خاك * نيره بر دوش و كفن موتورين داعيش را همه ز اخلاص مجيب * هم ز اعداش بجان منتقمين ديده‌ها را ز جمالش كحلى * سينه‌ها هم به لقايش فرحين جمع كن كار پراكندهء ما * به امام حق و برهان مبين ظلم ظالم بگذشت از غايت * آتش افكند در اطراف زمين روى غبرا ز گنه گشت سيه * جوّ خضراء ز عفونت چركين كفر بگرفت همه دور زمان * شرك بگرفت همه روى زمين بر فلك رفت ز مظلومان آه * تا ملك رفت ز مشتاق انين