تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩

محمّد طاهر كاشى ملقّب به نقّاش »

شد روشناس چهرهء صبح از جمال فيض * بر آفتاب سايه فكن شد ظلال فيض آن ذرّه را كه پرتو مهرش كند بلند * خورشيد بىزوال شود از كمال فيض از نور معرفت دل روشن بهم رسان * آنگه ببين در آينه خود مثال فيض روشن‌دلان بطوف دل احرام بسته‌اند * تا گشته كعبه دل روشن مجال فيض فيض است گر حقيقت اسباب خير دهر * توفيق يافت هر كه شد آگه ز حال فيض سازند نقل بزم طرب ساقيان قدس * شهدى كه ريزد از لب شيرين مقال فيض برهان علم و حلم و صلاح و فضيلتست * نور هدى به جبههء فرخنده فال فيض صف‌صف ملك بر اوج فلك اقتدا كند * قد قامت الصلاة چو گويد بلال فيض شد چون صدف ز گوهر هر پند بهره‌مند * گوشى كه يافت مالشى از گوشمال فيض چون چشم دام ديده حيران بهم رسان * رم مىكند ز جنبش مژگان غزال فيض چون نفس صنع رو بنمايد در آنكه هست * آئينه‌دار صورت و معنى خيال فيض طوبى صفت بر اهل جنان سايه‌گسترست * در جويبار گلشن رحمت نهال فيض مرغ نگاه را بگشا بال‌وپر ببين * پرواز طائران حرم را ببال فيض اصل اميد صدرنشينان اوج قدر * استاده‌اند بر در قصر جلال فيض پر ديدنى به كعبهء مقصود اهلِ دل * باشد دليل راه حقيقت مقال فيض حاجت به روشنائى خورشيد و ماه نيست * در كشورى كه جلوه نمايد هلال فيض با صد هزار ديده مثالش فلك نديد * شايد در آب و آينه بيند مثال فيض چون دام ديده اهل بصيرت گشوده‌اند * تا يك نظر به دام كه آيد غزال فيض ؟ يادى ز آب خضر دهد خاك درگهش * يا رب كه برخوريم مدام از وصال فيض « نقّاش » باش چهره‌گشاى دعاى خير * صورت‌پذير نيست چو وصف كمال فيض تا دور روزگار بود باد دولتش * هر روز هفته ، هفته مه و ماه سال فيض