تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

« ملّا محمّد شفيع كاشى ملقّب به نجات »

تا دور مانده ديده مرا از لقاى فيض * خواهم وصال فيض مدام از خداى فيض دورم اگرچه از در دولت‌سراى فيض * يك لحظه نيست چشم دلم بىلقاى فيض هر چند دورم از لب جانبخش او ولى * گوشم هميشه مىشنود ماجراى فيض گر گوش سر ز لعل لبش دور مانده ليك * آرد صبا به گوش دلم نكته‌هاى فيض هر لحظه فيض ديگرم از فيض مىرسد * اى جان فداى شيوه مهر و وفاى فيض هر مشكلى كه در دل تنگم گره شود * آسان شود ز پرتو خورشيد راى فيض شكر خدا كه همّت عاليست در سرم * خالى نمىشود نفسى از هواى فيض تا داده حق زبان و در آن قوّت سخن * بودم هميشه بلبل دستان‌سراى فيض گر روز اگر شبست اگر شام اگر سحر * پيوسته هست ورد زبانم دعاى فيض يك شمّه از هزار نيارم بيان نمود * گر تا به روز حشر شمارم ثناى فيض خواهم هزار جان ز خدا صد هزار دل * تا دم‌به‌دم كنم همگى را فداى فيض خوش آن دمى كه در قدم فيض سر نهم * وانگاه جان روان بفشانم به پاى فيض سلطان و تاج و مملكت و تخت و سرورى * ما و گدائى در دولت‌سراى فيض شايد جمال فيض ببينم به فيض فيض * من از كجا و دولت وصل و لقاى فيض من از كجا نجات و رسيدن به وصل او * شايد مرا به فيض رساند دعاى فيض