تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦

« حكيم ركنا كاشى ملقّب به مسيح » « 1 »

مگوى آدم نيكو فرشته‌خو باشد * فرشته كيست كه چون آدم نكو باشد ؟ مراست پير طريقت جوان محسن « 2 » خوى * كه چرخ پير سزد گر مريد او باشد رقيب گو به من آن خوب‌روى را بگذار * به غير او همه روى زمين ازو باشد فرشته‌ايست مصوّر به شكل مردم ليك * فرشته را نبود حد كه همچو او باشد ز انفعال ضميرش چو موم بگدازد * اگر به گوهر خورشيد روبرو باشد هميشه مردم چشمم براى طاعت او * ز آب ديده من دايم الوضو باشد سبوى خالى من پر شود ز آب حيات * ز خاك معبد اويم گر آبرو باشد ( مسيح ) مطلب من نيست غير صحبت او * مرا هميشه همين فكر و آرزو باشد عجب مدار ز تأثير آب ديده من * كه سنگ‌ريزه آن كوى در نمو باشد « 3 »

« ملّا محمّد صادق اصفهانى ملقّب به ناجى »

آورد تا صبا سوى اخوان پيام فيض * دلها حيات يافت ز فيض كلام فيض چون تازه شد دلم ز پيام و كلام او * كردم تمام مملكت دل بنام فيض آنگه كه فيض ناطقه را دُرفشان كند * روح القدس روان بدمد در كلام فيض خوبان روزگار ز هر سو ستاده‌اند * هر صبح و شام بهر دعا و سلام فيض مرغ هوا گذشت ز ايوان نُه فلك * دارد هواى آنكه نشيند به بام فيض چون نيست ملجاء دگرم غير درگهش * گشتم به طوع و رغبت و خواهش غلام فيض دارد ز ساكنان درش ( ناجى ) التماس * كاو را دهند جرعه‌اى از دُرد جام فيض
هامش
( 1 ) - حكيم ركن الدّين مسعود بن حكيم نظام الدّين على كاشانى بن ركن الدّين مسعود شيرازى طبيب و شاعر و خوشنويس قرن 11 ه ق . ( 2 ) - اشاره به جوانى ملّا محمّد محسن فيض . ( 3 ) - در نمو : يعنى نمناك .