پاسخ فيض در تعيين تخلّص ( همّت ) للوالد الامجد عزّ بهاؤه فى الجواب « 1 »
گفتى غزل فيض و به سامان گفتى * دُرهاى نكو سفتى و نيكوسفتى
ليكن دو سه جا غباركى داشت به روى * رُفتم آن را بگو كه نيكو رفتى
* * *
همّت طلبيدى ز من از بهر لقب * دادم ز خدا همّت عالى بطلب
همّت چو بود عالى و مطلب عالى * سالك به مسبّب رسد از راه سبب
ملّا مؤمناى « 2 » ملقّب به محفوظ كاشى
ديده جان مىكند روشن دلا ديدار فيض * دم ز انوار تجلّى مىزند رخسار فيض
هر كه از اصداف بحر معرفت پر شد نشان * مطّلع گردانش از الفاظ گوهربار فيض
از حديث و منطق و حكمت چه مىپرسى ترا * گر بفهمى يك غزل كافى است از اشعار فيض
هر صدف كى مستعد گوهر يكتا بود * گوش هر نادان نباشد قابل اسرار فيض
مىشود « محفوظ » هر چيزى ز چيزى مستفيض * بلبل از گل زاهد از خنب « 3 » من از ديدار فيض
ملا مؤمن كاشى منقول از ص 145 نصرآبادى
مشهور به يكهسوار گويا اصلش از كاشان است غرابتى در اوضاع و اطوار داشت چنانچه قباى باسمه مىپوشيد و حاشيه به رنگ مختلف قرار مىداد و طومارى بسر زده به
هامش
( 1 ) - از جنگ علم الهدى و دستخط او ( ن - علّامه ) . اشعار ديگرى از همت شاه فضل اللّه دوم ابن محمد شريف در مجموعه آقا رضا سخا « بهنيا » ديده شده كه ثبت گرديد .
( 2 ) - مولا محمّد مؤمن .
( 3 ) - الخنابه و الخنّابه : الكبر ، تخنّب اى مكبّر و اگر « خُنّث » باشد بمعنى رجل مخنّث او خنث كان على صورة الرّجال و احوال النساء « المنجد » امّا چون معمولا دستخط ملا علم الهدى تماما بدون نقطه است معلوم نيست شاعر از چه واژهاى استفاده كرده است و اگر خنب باشد بمعنى مرض زكام و كنايه از خشك مغزيست .