لا ملجأ لنا فاليك التجائنا * درياب خير را به دو دست دعاى فيض
تا از فناست فاتحهء دفتر وجود * بادا طراز خاتمه آن بقاى فيض « 1 »
از جنگ عرفان نامهء منظوم مرحوم مير محمد طباطبائى متخلّص به « خير » به ملّا محسن فيض قدّس سرّه
به خدائى كه ز فيضش بود آثار وجودم * كه در ايام فراق تو نه بودم نه نبودم
چه توان گفت كه بودم چه به خود هيچ نباشم * نتوان گفت نبودم چو همه ياد تو بودم
سينه جُز جلوهگه نقش جمال تو نكردم * ديده را جُز به خيال كف پاى تو نسودم
بجز از حرف جميل تو نه خواندم نه نوشتم * بجز از وصف جمال تو نه گفتم نه شنودم
من نه آنم كه دگرگونه كند دورى عهدم * با تو هر عهد كه بستم همه برجاست عهودم
از زمانى كه گشودم به رخت چشم ، نبستم * ديده از غير تو آن روز كه بستم نگشودم
بىتو گر ديده گشايم همه اشكم ، همه رشگم * ور دمى بىتو برآرم همه آهم همه دودم
طبع هجران تو در هر نفسى كرد تلافى * آنچه با صيقل وصل تو ز آئينه ز دردم
غنچهء دل نشكفتم چون توئى باغ و بهارم * راحت جان چو تونى هيچ براحت نفزودم
عيد نوروز بسى بر من غمگين گذرد ليك * چه طرب بىتو ز عيدم چه نوا بىتو ز عودم
نقد اشكى به دلم بود كه در پاى تو ريزم * غمت از ديده بهيكبار فروريخت نقودم
سزد ار زار بنالم كه مرا جمله تو بودى * رسد ار باك ندارى كه منت هيچ نبودم
باورم دار كه بىشاهد وصل تو شهيدم * آه سرد و رخ زرد و دل پُردرد شهودم
كرده در من اثر كاهى با ذكر تو از بس * در صبورى ز تو كاهيدم و در شوق فزودم
هامش
( 1 ) - بعض ابيات تكرارى است .