تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 720

مساهمون:

ص٧٢٠
بر مسند « 1 » محاكمه قاضى چو پا نهاد * دست نهفته گير به هر سو دراز كرد
آن كو ميان قاضى و خصمين واسطه است * بنهاد دام مكر و سر حيله‌باز كرد
فتوى پناه هيچ مدان عمامه كوه * بر وفق مدّعاى كسان مكر ساز كرد
حاكم چو بر سرير حكومت قرار يافت * بر بىكسان شهر در ظلم باز كرد
رشوت گرفت محتسب و نرخ را فزود * از لقمهء حرام در عيش باز كرد
كوتاه كرد دست فقيران ز مال وقف * آن ميرزا كه دست تصدّى دراز كرد
مستوفى از زبان قلم حرف مىزند * خود داند و خدا سر دفتر چو باز كرد
دانا چو ديد روى زمين را گرفت ظلم * كنجى گزيد و در به رخ خود فراز كرد
فيض از فريب شعبدهء اهل روزگار * با حق پناه برد و ز خلق احتراز كرد « 2 »

( 263 )

عيش دنيا به جز خسان نرسيد * جز رياضت به عاقلان نرسيد
سود كرد آنكه دل ز دنيا كند * مرد آزاده را زيان نرسيد
گشت بيچاره آنكه دنيا خواست * هر چه را بست دل ، به آن نرسيد
سود دنيا زيان ، زيانش سود * زين دو چيزى به عارفان نرسيد
جان عارف گذشت از دو جهان * دو جهانش به گرد جان نرسيد
از هوا و هوس كسى نگذشت * كه به عشرتگه جنان « 3 » نرسيد
هر كه دل در سراى فانى بست * همّت كوتهش به آن نرسيد
هر كه روزى زياده خواست ز قوت * دست جانش به قوت جان نرسيد
هيچ‌كس سر بنان فروناورد « 4 » * كه بنانش به آب و نان نرسيد
هر كه دنيا به آخرت نفروخت * هم از اين ماند و هم به آن نرسيد
همّت هيچ‌كس نشد عالى * كه به فضل علوّشان نرسيد
نتوان شرح اين معانى فيض * نه بديعست گر بيان نرسيد
هامش
( 1 ) - چ ش : مسند محلكه ؟ ( 2 ) - عق : فاقد غزل ، و در اين شعر ارباب مناصب و مشاغل روزگار صفويه را يادآورى فرموده‌اند . ( 3 ) - چ پ ، چ ش ، عق : جهان . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : فرونارد .