( 264 )
سوخت هر چند دل ، به جان نرسيد * كارد غم به استخوان نرسيد
جان بسى كَند و روى يار نديد * آنچه مىخواست دل به آن نرسيد « 1 »
پاى خواهش ازين جهان كندم * دست كوشش بدان جهان نرسيد « 2 »
خواستم تا به آسمان برسم * دست كوته به نردبان نرسيد « 3 »
خواستم دل ز غم بپردازم * دست رازم به هم زبان نرسيد « 4 »
غصّهء اين و آن دلم خون كرد * قصّهء دل به اين و آن نرسيد
غمگسارى نماند در عالم * به كسى از كسى فغان نرسيد
از غم جان خبر نشد دل را * نالهء دل به گوش جان نرسيد
بس دعايى كه از زمين برخاست * باز گشت و به آسمان نرسيد
غم پيرى نخورد پير سپهر * به فغان دل جوان نرسيد
غم جانى نخورد جانانى * دل زارى به دلستان نرسيد
سوخت پروانه شمع رحم نكرد * گل به فرياد بلبلان نرسيد
ناله هر چند از دلم افروخت * شررى زان « 5 » به آسمان نرسيد
اى خوش آن كس كه تازه آمد و رفت * نوبهارش به مهر جان نرسيد
هر كه چون فيض دل ز دنيى كند * به ره عقبيش زيان نرسد
( 265 )
گذشت موسم غم ، فصل وصل يار رسيد * نواى دلكش بلبل به نوبهار رسيد
سحاب خرّمى آبى به روى كار آورد * نويد عيش به فرياد روزگار رسيد
هامش
( 1 ) - چ ش : دست كوشش به استخوان نرسد ، چ پ : دست رازم به هم زبان نرسيد .
( 2 ) - چ پ : فاقد بيت .
( 3 ) - چ پ : فاقد اين دو بيت .
( 4 ) - چ پ : فاقد اين دو بيت .
( 5 ) - چ پ ، چ ش : رو .