تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 722

مساهمون:

ص٧٢٢
شكفته شد « 1 » گل سورى فلك به هوش آمد * بيار مى به ملك مستى هزار رسيد
رسيد نالهء عاشق به گوش يار آخر * به سوى او نظر مرحمت ز يار رسيد « 2 »
صبا پيام وصالى ز كوى يار آورد * شفا به خسته قرارى به بىقرار رسيد
قرار گير دلا ، مايهء قرار آمد * كنار باز كن اى جان كه آن نگار رسيد
شب فراق به صبح وصال انجاميد * شكفته شو چو گل اى دل كه گل‌عذار رسيد
فراق ديده مخمور از شراب وصال * ز لعل يار به صهباى خوشگوار رسيد
به پاى لنگ و دل تنگ رفتم اين ره را * دلم به يار و روانم بدان ديار رسيد
بسى جفا كه ز اغيار بر دلم آمد * كنون نماند غمى يار غمگسار رسيد
هر آنچه خواست دلم شد به مدّعا حاصل * هزار شكر به اميد ، اميدوار رسيد
دعاى نيم‌شب فيض را كه رد مىشد * كنون اجانبى از لطف كردگار رسيد

( 266 )

يار آمد از درم سحرى در فراز كرد * برقع گشود و روى چو خورشيد باز كرد
هم بر دل شكسته در خرّمى گشاد * هم بر روان خسته در عيش باز كرد
هامش
( 1 ) - عق : شكفته گل سورى فلك به هوش آمد . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : فاقد بيت .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 722 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى