كشم پيش تو ما حضر دين و دل را * كمر بندم از جان كنم ميزبانى
كنم دل نثار و كنم جان بقربان * خوش آن ميهمان و خوش اين « 1 » ميهمانى
چه باشد كه بپذيرى از فيض جانى * كه تا شادمانى كند جاودانى « 2 »
( 1008 ) عشق « 3 »
اى فداى غم تو جان « 4 » كسى * كه تو هم جانى و جانان كسى
تو بمانى دگران گو نزيند « 5 » * همهء خلق به قربان كسى
لمن الملك تو ، سوزد اغيار * آتش قهر تو طوفان كسى
به فداى تو سر و سامانها * اى سر هر كس و سامان كسى
هر چه جز تو همه كفر است و ضلال * نيست جز عشق تو ايمان كسى
درد تو بس بودم در دل و جان * درد تو مايهء درمان كسى
روى بنمائى و گر ننمائى * آن خويشى تو ، نهاى آن كسى
رحم كن رحم ، كه بگداخت دلم * در غمت جان كسى جان كسى
فيض جان داد به جانان آخر * قطره پيوست به عمّان كسى
( 1009 ) حق « 6 »
اى فداى تو دل و جان كسى * درد تو مايهء درمان كسى
درد تو بس بودم دوزخ را * دور كن از سرم اى جان كسى
گر نگيرى تو به جرمم چه شود * بگذرى از سر عصيان كسى
هامش
( 1 ) - اصلى : آن « قياسا » متن برابر عق .
( 2 ) - در نسخ چاپى نيست .
( 3 ) - عنوان از اصلى و عق .
( 4 ) - چ ش : غم جان تو .
( 5 ) - چ پ ، چ ش : دگران درگذرند .
( 6 ) - عنوان از اصلى و عق و اين غزل در نسخ چاپى نيست .