تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1280

مساهمون:

ص١٢٨٠
كنى گه جان و دل را خادم تن * پى نانشان به اين و آن فرستى
يكى را از مى عشقت كنى مست * يكى را برّه و بريان « 1 » فرستى
يكى را جا دهى در صدر جنّت * يكى سوى چه نيران فرستى
كنى به درد دشمن را به درمان * ز دردت دوست را درمان فرستى
ببارى بر سر اين برف و باران * بسوى كشت آن باران فرستى
يكى را مست گردانى به بازار * يكى را ساغرى پنهان فرستى
خلاصى گر دهى تن را ز طوفان * به بحر جان گهى طوفان فرستى
جزاى طاعت آن خواهم كه جان را * كنى مست و سوى جانان فرستى
سزاى معصيت خواهم كه در فيض « 2 » * ز دردت آتش سوزان فرستى « 3 »

( 986 ) جمال « 4 »

دل و دين و عقل و هوشم همه را به آب « 5 » دادى * ز كدام باده ساقى به من خراب دادى
چه دل و چه دين و چه ايمان « 6 » همه گشت رخنه‌رخنه * مژه‌هاى شوخ خود را چو به غمزه آب دادى
دل عالمى ز جا شد چو نقاب برگشودى * دو جهان به هم برآمد چو به زلف تاب دادى
در خرّمى گشودى چو جمال خود نمودى * ره درد و غم ببستى چو شراب ناب دادى
ز دو چشم نيم‌مستت مى ناب عاشقان را * ز لب و خوى « 7 » جبينت شكر و گلاب دادى
هامش
( 1 ) - چ ش : تره و بريان . ( 2 ) - عق ، چ پ ، چ ش : در دل . ( 3 ) - عق ، چ پ ، چ ش :جواب مولوى است اين فيض كو گفت * اگر درد مرا درمان فرستى( 4 ) - عنوان از اصلى و عق . ( 5 ) - چ پ ، چ ش : بر آب . ( 6 ) - چ پ ، چ ش : دين و ايمان . ( 7 ) - چ ش : جوى .