تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1279

مساهمون:

ص١٢٧٩
بيند آن روى كسى و هوس حور كند * زاهدا مثل تو مغرور نديده است كسى
گفت مىسوز به هجران و وصالم مىخواه * اين چنين قاعدهء زور نديده است كسى
خيل موريست خط شعر تو بر معنى فيض * بر سر شهد سخن مور نديده است كسى « 1 »

( 984 )

در دل و جان من چو جا دارى * روى از من نهان چرا دارى
آنكه دل در تو بسته پيوسته * تا به كى از خودش « 2 » جدا دارى
همه شب بر در تو مىنالم * تو نگوئى چه مدّعا دارى
نااميدم مكن ز خود جانا * به اميدى كه از خدا دارى
آشنائى بجز تو نيست مرا * تو بجز من بس آشنا دارى
چون توئى اصل خرّمى و طرب * در غم و محنتم چرا دارى
مس خود مىزنم به اكسيرت * كه تو از حُسن ، كيميا دارى
سوخت جانم در آتش « 3 » دورى * بىدلى را چنين روا دارى
دشمنان را به عيش خرّم و شاد « 4 » * دوست را در غم و بلا دارى
هر چه او با تو مىكند نيكوست * فيض آخر جُز او كرا دارى

( 985 )

گهى نان را فداى جان فرستى * گهى جان را براى « 5 » نان فرستى
گهى دل را دهى ذوق عبادت « 6 » * كه تا جان را بر جانان فرستى
هامش
( 1 ) - در چ پ ، چ ش اين غزل نبوده و با عق برابر است . ( 2 ) - چ ش ، چ پ : خودت . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : از آتش . ( 4 ) - چ ش : عيش و خرم و شاد . ( 5 ) - چ پ ، چ ش : را فداى . ( 6 ) - چ پ : عيادت .