تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1268

مساهمون:

ص١٢٦٨
دل را به تو سازم شاد غم را بكنم بنياد * تا چون تو به ياد آئى در خاطر شاد آئى
تا روى تو ديدم من بر عشق تنيدم من * تا بر اثر عشقت در روز تناد آئى
گويند مودّتها از هر دو طرف باشد * من وُدّ تو ورزيدم باشد به و داد آئى
در زهد بود تنگى در عشق گشايشها * زاهد در رندى زن شايد به گشاد آئى
گويند وزد زان كوى بادى كه فزايد جان * مىكوش دلا باشد در معرض باد آئى
يك كفّهء ميزان زهد يك كفّهء ديگر عشق * زين سر چو تراكم شد زان سر به زياد آئى
اى فيض فدا كن جان خود را ز خودى برهان * يك‌بار كن اصلاحى تا كى به فساد آئى « 1 »

( 972 )

اى شوخ جفاانديش چندم تو به ياد آئى * در خاطر ناشادم از بهر فساد آئى
چون از تو شكيبم من ناخن زنيم بر دل * كردم چو فراموشت دزدانه به ياد آئى
از دور شوى پيدا زخمى زنمى پنهان * خون مىچكدم از دل تو تازه و شاد آئى
بر خويش زنم زخمى شايد تو كنى رحمى * بيداد كنم بر خود باشد تو به داد آئى
هامش
( 1 ) - در چ پ و چ ش نيست و با عق برابر است .