تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1264

مساهمون:

ص١٢٦٤

( 966 ) جمال

بداديم دل را به خوبان بلى * نهاديم جان بر سر آن بلى
جمالى نمودند ، دل را ربود * بگشتيم دنبال ايشان بلى
برفتيم تا واستانيم دل * بداديم هم عاقبت جان بلى
چه كردند با ما ز جور و جفا * كشيديم هم اين و هم آن بلى
ببردند جان و دل و عقل و هوش * گرفتند تقوى و ايمان بلى
وفا كو مروت كجا ، رحم كى * منه دل به پيمان ايشان بلى
نه زخمى شود به نه دردى دوا * نه مرهم شوند و نه درمان بلى
تضرّع مكن پيش سنگين دلان * مريز اشك بر روى سندان بلى
مكوب آهن سرد ديگر ، دلا * مگو حال دل پيش اينان بلى
به حق رو كن از ما سوى اللّه فيض * كه حق است خلّاق خوبان بلى « 1 »

( 967 )

مرا سوى خودت بنماى راهى * كه غير از تو نمىبينم پناهى
سپاه ديو بگرفته است گردم * ز توفيقم كرامت كن سپاهى
بس آدم صورت ابليس سيرت * سليمانى نموده در كلاهى
ز دامانت چو كوتاه است دستم * ز حسرت مىكشم پيوسته آهى
ترا خواهم ، ترا خواهم بجز تو * نمىخواهم نه مالى و نه جاهى
مدامم بىمدامى مست دارد * ز چشمى ، گردش طرز نگاهى
فروزان داردم خورشيد روئى * پريشان داردم زلف سياهى
مگو آن زلف را دود دل كيست * كه هر موئيش از جانى است آهى
به جانان داد جان آسوده شد فيض * كه جان را نيست جز جانان پناهى « 2 »
هامش
( 1 ) - اين غزل در چ پ ، چ ش نيست . ( 2 ) - اين غزل در نسخ چاپى نيست .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1264 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى