تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1262

مساهمون:

ص١٢٦٢
فزائى هر دمم دردى و گوئى حرف درمان را بمان * بماندم حرف درمان را دگر از من چه مىخواهى
بميرانى بميرم من كنى زنده شوم زنده * مطيعم امر و فرمان را دگر از من چه مىخواهى
به خويشت ره دهم گفتى چه مانى « 1 » خويش و خويشان را * بماندم خويش و خويشان را دگر از من چه مىخواهى
پريشان مىكنى زلفان كه ايشان را پريشان شو * پريشانم من ايشان را دگر از من چه مىخواهى
چو فيض از درد مىنالد به دردش مىكنى درمان * مسلّم داشتم آن را دگر از من چه مىخواهى « 2 »

( 963 ) جمال

دورى از بزمت اى جوان تا كى * من چنين زار و تو چنان تا كى
گاه گويم كه گه‌گهت بينم * اين چنين هم نمىتوان تا كى
سوختن در فراق تو تا چند * خسته و زار و ناتوان تا كى
رحم كن آب ديده دريا شد * غرقهء بحر بيكران تا كى
صبر از روى خوب تو تا چند * در غمت زارى و فغان « 3 » تا كى
باز مىگوئيم شكيبا شو * چند گويم نمىتوان تا كى
فيض خود را بزن بر آن آتش * دورى از روى آن‌چنان تا كى « 4 »
هامش
( 1 ) - عق : چو مانى . ( 2 ) - غزل در چ پ ، چ ش محذوف . ( 3 ) - اصلى : زار و ناتوان . ( 4 ) - غزل در چ پ ، چ ش محذوف .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1262 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى