تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1250

مساهمون:

ص١٢٥٠

( 945 ) حق « 1 »

در حسن بتان دلبر ما بلكه تو باشى * در غمزه نهان « 2 » هوش ربا بلكه تو باشى
چشم از رخ خوبان نكنم جانب محراب * در ابروشان قبله‌نما « 3 » بلكه تو باشى
در زلف بتان كيست نهان رهزن دلها * زير شكن زلف دو تا بلكه تو باشى
گستاخ به هرجا نتوانم نظر افكند * پنهان ز نظرها همه جا بلكه تو باشى
از كس نكنم شكوه چرا گفت و چرا كرد * دارنده بر آن جور و جفا بلكه تو باشى
بىپا « 4 » و سر افتم به ره بىسر و پايان * پا و سر هر بىسروپا بلكه تو باشى
بر گفتهء فيض اهل دلى نكته نگيرد * گوينده پس پردهء ما بلكه تو باشى

( 946 ) عشق « 5 »

بيگانه گشتم از دو كون تا آشناى من شدى * گم كردم از خود خويش را تا رهنماى من شدى
سر باختم در راه تو تا تو شدى سرور مرا * از دست دادم دست و پا تا دست و پاى من شدى
صد آفرين ، صد آفرين اى عشق اى نعيم المعين * در ظلمت و در گمرهى نور هداى من شدى
بىدرد بودم بىبلا ، بىبرگ بودم بينوا * درد و بلا دادى مرا ، برگ و نواى من شدى
بيمار بودم بىتو من ، بس زار بودم بىتو من * چون سايه افكندى به من دارالشفاى من شدى
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : غمزه زنان . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : بر ابروشان عشوه‌نما . ( 4 ) - چ پ : با پا . ( 5 ) - عنوان از اصلى .