تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1251

مساهمون:

ص١٢٥١
من خود ترا از ابتدا جور و جفا پنداشتم * چون نور خود كردى عيان مهر و وفاى من شدى
مىجستم از كويت فرار گشتى مرا دار القرار * گفتم سرائى خود مگر آخر سراى من شدى
بس مىرميدم از تو من ، پا مىكشيدم از تو من * دردت گمان كردم نخست آخر دواى من شدى
چون فيض نشناسم دگر سر را ز پا پا را ز سر * از خويش گشتم بىخبر تا آشناى من شدى « 1 »

( 947 ) جمال « 2 »

گفتم رخت نديدم ، گفتا نديده باشى * گفتم ز غم خميدم ، گفتا خميده باشى
گفتم ز گلستانت ، گفتا كه بوى بردى * گفتم گلى نچيدم ، گفتا نچيده باشى
گفتم ز خود بريدم ز آن باده تا « 3 » چشيدم * گفتا چو ز آن چشيدى از خود بريده باشى
گفتم لباس تقوى در عشق تو دريدم « 4 » * گفتا به نيك نامى جامه دريده باشى
گفتم كه در فراقت بس خون دل كه خوردم * گفتا كه سهل باشد جورم كشيده باشى
گفتم جفات تا كى گفتا هميشه باشد * از ما وفا نيايد شايد شنيده باشى
گفتم شراب لطفت آيا چه طعم دارد * گفتا گهى ز قهرم شايد مزيده باشى
گفتم كه طعم آن لب گفتا ز حسرت آن * جان بر لبت چه آيد شايد چشيده باشى
گفتم بكام وصلت خواهم رسيد روزى * گفتا كه نيك بنگر شايد رسيده باشى
خود را اگر نبينى از وصل گل بچينى * كار تو فيض اين است خود را نديده باشى
هامش
( 1 ) - اين غزل از اصلى و عق منقول است و در دو نسخهء چاپى نيامده است . ( 2 ) - عنوان از اصلى . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : آن باده تا . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : بريدم .