منظور در هر منظرى مشهود در هر مشهدى * درمان درد هر دلى مفتاح قفل هر درى
فيض از فراق دور و دير از جان خود گرديد سير * كى باشدش روزى شود از باغ وصل تو برى « 1 »
( 942 ) جمال « 2 »
ديدار به كس نمىنمائى * پنهان دل خلق مىربائى
پنهان دل خلق مىربائى * ديدار به كس نمىنمائى
چشم تو فسون غمزه و ناز * زلف تو فنون دلربائى
با ما تا كى كنى به عشوه * بيگانگى در آشنائى
بيگانه و آشنا نگنجد * جان تو كه ما تو و تو مائى
تا كى باشيم در فراقت * سوزيم در آتش جدائى
باشد روزى نهان ز اغيار * در كلبهء عاشقان درآئى
در كلبهء عاشقان بيدل * آئى و نقاب برگشائى
آئى و جمال عالمآراى * بىپرده به عاشقان نمائى
بىپرده ببيندت نماند * نى فيض و نه اين غزل سرائى
( 943 ) حق « 3 »
زان روى نقاب را چرا نگشائى * بىپرده جمال را چرا ننمائى
گر پرده ترا نيست چرا پنهانى * ور هست چرا ز پرده بيرون نائى
هامش
( 1 ) - اين غزل در دو نسخهء چ پ ، چ ش نيست .
( 2 ) - عنوان از اصلى و در دو نسخهء چاپى نيست .
( 3 ) - عنوان از اصلى و در دو نسخه چاپى نيست .