تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1243

مساهمون:

ص١٢٤٣
نيست در روى زمين اهل دلى * نيست در زير فلك هم نفسى
نيست در باغ جهان جز خارى * نيست در دور زمان غير خسى
به سراپاى جهان گرديدم « 1 » * آشناى دل ما نيست كسى
رفته رفته ز بر ما رفتند * نيست جز ناله كنون هم نفسى
بس دُر سرّ كه به منطق سفتند * قدر آنها بندانست « 2 » كسى
جانشان بود ز صحراى دگر * تنشان بود مر آن را قفسى
نيست اكنون اثرى از تنشان * نيست اكنون ز روانشان نفسى
نيست از شعلهء تنشان شررى * نيست از آتش جانشان نفسى
تنشان خاك شد و رفت به باد * شد روان نيز روان « 3 » سوى كسى
نه از آن قافله گردى پيدا * نه نشانى نه صداى جرسى
تنشان داشت حيات از بادى * نفسى رفت و نيامد نفسى
اى خوش آن دم كه ازين تن برهيم « 4 » * مرغ جان چند بود در قفسى
حيف و صد حيف كس از ما نخريد * در اسرار كه سفتيم بسى
كو كسى تا كه بفهمد سخنى * كو كسى تا ببرد مقتبسى
چه سرائيم « 5 » سخن پيش كران * گوهرى را چه محل نزد خسى
چه نمائيم « 6 » به كوران خوبى * شكرى را چه كند خرمگسى
سر اين شهد بپوشان اى فيض * نيست در دهر خريدار كسى

( 936 ) كمال « 7 »

مرا از خود رهائى كاش بودى * به يارم آشنائى كاش بودى
به زنجير خرد تا كى توان بود * ازين بندم رهائى كاش بودى
هامش
( 1 ) - عق ، چ پ ، چ پ : گرديديم . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : نه بدانست . ( 3 ) - چ ش : شو روان نيز دوان ، چ پ : شد روان نيز دوان . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : اى خوش آن دم كه نهم ديده بهم . ( 5 ) - چ ش : چه سرايم . ( 6 ) - چ ش : چه نمايم . ( 7 ) - عنوان از اصلى .