( 921 ) حق « 1 »
اى دلبر هر دلبرى اى برتر از هر برترى * اى برتر از هر برترى ، اى دلبر هر دلبرى
انسان هر چشم ترى ايمان هر روشندلى * ايمان هر روشندلى انسان هر چشم ترى
مفتاح هر قفل درى ، درمان هر درد دلى * درمان هر درد ولى مفتاح هر قفل درى « 2 »
ايقان هر پيغمبرى ، عرفان هرجا عارفى * عرفان هرجا عارفى ايقان هر پيغمبرى
مقصود هر فرمانبرى معبود هر فرماندهى * معبود هر فرماندهى مقصود هر فرمان برى « 3 »
منظور در هر منظرى مشهود در هر مشهدى * مشهود در هر مشهدى منظور در هر منظرى
بگرفته هر بوم و برى حسن تو و احسان تو * حسن تو و احسان تو ، بگرفته هر بوم و برى
در جان عاشق آذرى بر روى معشوق آب و رنگ * بر روى معشوق آب و رنگ در جان عاشق آذرى
هرجاست خشكى و ترى مست شراب عشق تو * مست شراب عشق تو هرجاست خشكى و ترى
از باغ وصل تو برى كى فيض را روزى شود * كى فيض را روزى شود از باغ وصل تو برى
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : مفتاح قفل هر درى ، درمان درد هر دلى - درمان درد هر دلى مفتاح قفل هر درى
( 3 ) - چ پ : مصراع محرّف .