تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1225

مساهمون:

ص١٢٢٥

914 جمال « 1 »

گل از رخ تو وام كند زيبائى * سرو از قد تو كسب كند رعنائى
نرگس بود از چشم خوشت تازه و تر * شمشاد ز بالات كند بالائى
از پرتو روى تو بود مه روشن * خورشيد به نور تو كند بينائى
آهوى ختن ز گيسويت مشگ برد * عنبر گيرد ز زلف تو بويائى
شورى ز لبت نمك كند دريوزه * دندان تو لؤلؤش كند حلوائى
ابروى تو هست قبلهء هر مؤمن * زلف تو بود راهزن ترسائى
از عشق تو ديوانه بود هر مجنون * سوداى تو كرد فيض را سودائى « 2 »

( 915 ) جمال

مست و بىپروا به يغما مىروى * لوحش اللّه خوب و زيبا مىروى
غارت جانهاست مقصود دلت * يا بعزم صيد دلها مىروى
مىروى و همرهت دلهاى ما * تا نپندارى كه بىما « 3 » مىروى
مىروى و صد هزاران دل ز پى * در خيالت آنكه تنها مىروى
مىروى و شهر ويران مىشود * شهر صحرا مىشود تا مىروى
شهر صحرا گشت و صحرا شهر شد * تا ز منزل سوى صحرا مىروى
هم تماشاى خودت خوش‌تر بود * گر به سيرى يا تماشا مىروى
جان و دل خواهم به قربانت كنم * يك نفس مىايستى يا مىروى
فيض در گرد رهت مشكل رسد * تند و تلخ و چست و زيبا مىروى
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و با عق مطابق است . ( 2 ) - مطابق با نسخ چاپى . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : بىپا .