تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 686

مساهمون:

ص٦٨٦
عزم و اخلاصى بده تا معرفت گيرد كمال * معرفت كامل چو شد اخلاص كامل‌تر شود
چون شود اخلاص كامل‌تر رسد سلطان عشق * آنچه بود افسار در سر بعد ازين افسر شود
سهل و آسان كى دهد دست اين‌چنين گنجى مگر * پاى تا سر زارى و افغان و چشم تر شود
تا نباشد بنده‌اى را عزم و اخلاص على * كى امير المؤمنين و نفس پيغمبر شود
سالها بايد بگردد آفتاب و مشترى * تا كه در برج سعادت نطفه‌اى حيدر شود
در زمين دل به كار اى فيض تخم معرفت * پس ز چشمش آب ده تا ريشه محكم‌تر شود
پس به چين از شاخسارش ميوه‌هاى گونه‌گون * كز لطافت رشك باغ « 1 » جنّت و كوثر شود

( 227 )

بىلقاى دوست حاشا روزگارم بگذرد * سر بسر چون زندگانى بىبهارم بگذرد
بىجمال عالم آرايش نيارم زيستن * عمر بىحاصل مگر در انتظارم بگذرد
گر سر آيد يك‌نفس بىدوست كى آيد به كف * در تلافى عمرها گر بىشمارم بگذرد
بىقرارى بر قرارستم اگر صد بار يار * بر دل بىصبر و جان بىقرارم بگذرد
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : باغ و .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 686 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى