عمر ضايع شد گهى در خانقه گه مدرسه * يارئى ياران كه در مستى مدارم بگذرد
جامهاى در عشق و رندى نيز مىبايد دريد * در لباس زهد تا كى روزگارم بگذرد
عمر بگذشت و نچيدم گل ز روى گلرخى * چند فصل زندگانى بىبهارم بگذرد
تا كشيدم باده واعظ توبه مىفرمايدم * صبر كن اى بىمروّت تا خمارم بگذرد
نيست كارى غير مستى كار اين كارست و بس * مى بده ساقى مهل تا روزگارم بگذرد
كردهام با بىقرارى از دل و از جان * مى بده تا بىقرارى بر قرارم بگذرد
چند بيكارى گزينم بهر كارى آمدم * شايد اين پيرانهسر چندى به كارم بگذرد
كار ديگر بار ديگر پيش مىبايد گرفت * تا به كى در رسم و عادت كار و بارم بگذرد
بعد ازين دست من و زلف نگار سيمتن * تا به كى بيهوده عمر تار و مارم بگذرد
در خيالم مىنگارم بعد ازين نقش بتى * تا به كى عمر گرامى بىنگارم بگذرد
بعد ازين روى چو ماه و زلف چون مشك سياه * تا به كام زندگى ليل و نهارم بگذرد
دلبرى گيرم كه جان بخشد مرا بار دگر * گر شوم خاك رهش چون بر غبارم بگذرد
مرقدم گردد بهشتى بعد مردن سالها * يك نفس گر گلعذارى بر مزارم بگذرد