در غم بيهودهء سال دگر اى فيض چند * سر بسر امسال روز و شب چو پارم بگذرد « 1 »
( 229 )
على الصّباح نويد هو الغفور رسيد * شراب در تن مخمور جان تازه دميد
شراب مست در آمد كه اينك آوردم * نويد مغفرت از حضرت غنى حميد
نذير خوف برون رفت از دل مخمور * بشير باده در آمد زخم به سر بدويد
به عضو عضو ز سر تا به پا بشارت داد * به جزو جزو تن و جان و دل رسيد نويد
نواى ابْشِرْ مطرب نواخت كاينك عود * صلاى اشرب ساقى بداد كآمد عيد « 2 »
كسى كه منع من از باده كرد جامم داد * كسى كه منكر مستيم بود مستم ديد
به چشم خويش كنون ديد و منع نتوانست * شراب خوردن ما را كه محتسب نشنيد
دلى كه بودش از راه اتقوا اللّه بيم * در آمد از در لا تقنطوا درو اميد « 3 »
ز بيم روز جز اگر تهى شدش قالب * ز ساغر پراميد زنده شد جاويد
خرد كه بود به زندان ديو و دد دربند * كنون به مقعد صدق مليك آراميد « 4 »
روان كه بود درين كهنه دير افتاده * كفش به همت ساقى به ساق عرش رسيد
تنى كه بو ز زقّوم ديو دُردىكش * ز دست حور و ملايك شراب ناب كشيد
سرى كه بود لگدكوب چرخ مردم خوار * ببال عشق و طرب تا به بام عرش پريد « 5 »
كجا فراق و كجا آنكه از دم رحمان * ز جانب يمنش نفحهء « 6 » وصال رسيد
ازين مقوله مزن دم دگر زبان دركش * كه فيض را سخن بيخودى دراز كشيد
هامش
( 1 ) - در تمام نسخهها بىتفاوت آمده .
( 2 ) - چ پ : فاقد بيت ، و اشاره به بشارت و انذار است كه در آيات كلام اللّه تعالى آمده .
( 3 ) - چ پ : فاقد بيت ، و اشاره بآيات مشهور بشرح فهرست .
( 4 ) - اشاره به آيهء 55 سورهء القمر بشرح فهرست .
( 5 ) - چ پ : عشق پريد .
( 6 ) - چ پ ، چ ش : نفخه .