تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1201

مساهمون:

ص١٢٠١

( 878 ) عشق « 1 »

باز اين چه فتنه است كه در سر گرفته‌اى * بوم و بر مرا همه آذر گرفته‌اى
مىآئى وز آتش حسن و فروغ ناز * سر تا به‌پاى شعله صفت در گرفته‌اى « 2 »
اى پادشاه حُسن كه اقليم جان و دل * بىمنّت سپاهى و لشگر گرفته‌اى
خاكستر تنم چه عجب گر رود به باد * زين آتشى كه در دل و جان در گرفته‌اى « 3 »
هر چند سوختى دگر آتش فروختى * جان مرا مگر تو سمندر گرفته‌اى
گفتم مگر جفا نكنى با دلم دگر * مىبينمت كه عربده از سر گرفته‌اى
تنها اسير تو نه همين اين دل من است * دلهاى عالمى تو مسخّر گرفته‌اى
اى عشق بر سرير ايالت قرار گير * در ملك جان و دل كه سراسر گرفته‌اى
از عشق نيست فيض ترا مهربان‌ترى * محكم نگاهدار چو در بر گرفته‌اى
نزديك‌تر ز عشق رهى نيست زاهدا * با ما بيا چرا ره ديگر گرفته‌اى

( 879 ) حق « 4 »

از حُسن خورشيد ازل ، عالم چنين زيباستى * از نور شمع لم يزل اين ديده‌ها بيناستى
مرغ دل ما بلبلى در گلشن اين خاكيان * از مستى ما غلغلى در گنبد ميناستى
از سوزش ما شورشى افتاد در جان ملك * فرياد « لا علم لنا » در عالم بالاستى
از بادهء روز الست گشتند جانها جمله مست * ليك از خمار آن شراب ، در سينه‌ها غمهاستى
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و عق . ( 2 ) - چ پ : جا گرفته‌اى . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : در دل و در حال گرفته‌اى . ( 4 ) - مطابق عق ، چ پ ، چ ش : وز .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1201 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى