سپردم جان و دل نزد تو و خود از ميان رفتم * كشيدم پاى از كوى تو من آهسته آهسته
جهان پر شد ز حرف ( فيض ) و رنديهاى پنهانش * شدم افسانهء هر انجمن آهسته آهسته
( 838 ) عشق « 1 »
اى كه دردت با دوا آميخته * وز « 2 » غمت بس خرّمى انگيخته
با تو تا پيوند محكم كردهام * رشتهء جان از جهان بگسيخته
مهر تو بگرفته سر تا پاى من * عشق تو با جان و دل آميخته
بر درخت عشق در باغ دلم * ميوههاى گونهگون آويخته
ديدهء گريانم از درياى عشق * در كنارم درّ « 3 » و گوهر ريخته
كهنه غربال فلك بر سر مرا * نوبنو غم بر سر غم بيخته « 4 »
هم ز دردت كن دواى درد « 5 » ( فيض ) * اى ز دردت صد دوا انگيخته
( 839 ) عشق « 6 » در فناى فى اللّه و بقاى باللّه
دل به عشق خداى يكتا ده * قطرهاى را رهى به دريا ده
تا نماند ز عاشقان اثرى * خاك مجنون به آب ليلا ده
جان فرهاد وقف شيرين كن « 7 » * دل وامق به مهر عذرا ده
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : در غمت .
( 3 ) - چ ش : در كنار درّ .
( 4 ) - چ ش : ريخته ، اين بيت در « چ پ » نيست .
( 5 ) - چ پ ، چ ش : كن دوا اين درد .
( 6 ) - عنوان از اصلى .
( 7 ) - چ پ ، چ ش : شيرين آر .