تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1169

مساهمون:

ص١١٦٩
كُندهء تن ز پاى جان بردار * مست و شوريده سر به صحرا ده
ساقيا جرعهء خرد سوزى * به من رند بىسر و پا ده
صاف اگر نيست درديى به من آر * هستى از مستيم به يغما ده
زاهدان را بهشت و حور و قصور * عاشقان را به نزد خود جا ده
دلم از فرقتت بجان آمد * جان من يك دمك دلم واده
تا بسوزد ز تاب رخسارت * ( فيض ) را ديدهء تماشا ده
زاهدا دل بده به قصهء عشق * آهن كهنه را به حلوا ده ؟
تا كى از هر هوا بتى سازى ؟ * دل به عشق خداى يكتا ده

( 840 ) كمال « 1 »

از خودى اى خدا نجاتم ده * زين محيط بلا نجاتم ده
يكدم از من مرا رهايى بخش * از غم ما سوا نجاتم ده
دلم از وحشت جهان بگرفت * زين ديار فنا نجاتم ده
نفس امّاره قصد من دارد * زين دم اژدها نجاتم ده
داد خاكسترم بباد هوس * از بلاى هوا نجاتم ده
صحبت عامه سوخت جانم را * ز آتش بىضياء نجاتم ده
خلقى افتاده در پى جانم * زين ددان دغا نجاتم ده
جهل بگرفته سربه‌سر عالم * زين جنود عما نجاتم ده
نتوانم ز راستى دم زد * زين كجان دغا نجاتم ده
غرقه در بحر غم شدم چون ( فيض ) * مىزنم دست و پا نجاتم ده
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و با نسخ چاپى برابر است .