تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1159

مساهمون:

ص١١٥٩
حرف اهل عشق را مستانه گويى باك نيست * چون به حرف عاقلان گويا شوى هشيار گو
تا تو هشيارى ز سرّ اهل عرفان دم مزن * مست چون گردى ز اسرار آنگه از اسرار « 1 » گو
گويى از شيرين لبان حرفى ، شكر نامش بنه * وز گرانان چون سخن گويند زهر مار گو
اى كه مىنازى به نظم و نثر رنگارنگ خويش * چند از گفتار گويى ، يكره از كردار گو
اين سخنها را بيان بيش ازين در كار هست * بعد ازين اى ( فيض ) اگر گويى غزل « 2 » ، طومار گو

( 827 )

راه حق را مرد بايد ، مرد كو * توشهء آن درد بايد ، درد كو
چهرهء گلگون درين ره كى خرند * زرد بايد روى ، روى زرد كو
اشك بايد گرم باشد آه سرد * اشك گرم اى جان و آه سرد كو
فرد مىبايد شدن از غير او * سالكى از ما سوى اللّه فرد كو
در ره او گرد مىبايد شدن * آنكه گردد در ره او گرد كو
ياركى همدرد بايد راه را * اى دريغا ياركى همدرد كو
پرورش بايد « 3 » ز عشق دوست جان * فيض را آن « 4 » عشق جان پرورد كو

( 828 )

اى برادر تا توانى راست گو * كذب مىريزد ز قايل آبرو
عاقبت درزى ز جائى مىكند * چون شود رسوا نمىيابد رفو
عاقلان را ننگ باشد كذب صرف * كذب نبود جز مهمى را نكو
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : از ستّار . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : گوئى سخن . ( 3 ) - چ ش : پرورش بايد . ( 4 ) - چ ش : را از .