تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1160

مساهمون:

ص١١٦٠
چون مهم باشد ببايد توريه * تا نباشد كذب صرفى روبرو
غير واقع نقل كردن امر را * كى كند جز مردم بىآبرو
دل ببار آيد به گفتار صواب * شبهه مىآرد غلط در گفتگو
بدترين كذب باشد افترا * وانگه ايذاى كسى باشد درو
افتراگر بر خدايست و رسول * دوزخى را مىگشايد در برو
العياذ اى فيض ازين نوع دروغ * وز كسى كو جرأتى دارد درو « 1 »

( 829 )

اى خدا شرمنده‌ام از كثرت احسان تو * شرم به شرمم فزايد چون كنم عصيان تو
گر ببخشايى گناهان مرا از فضل خود * آب گردم از خجالت بر در غفران تو
گر « 2 » حساب من كنى ، اى واى من ، اى واى من * كى تن و جان من آرد طاقت نيران تو ؟
گاه گويم شايد اين ذره نيايد در حساب * چون كنم ، با ذرّه دارد كار دادستان « 3 » تو
هر چه هستم از توام ، بهر توام اى بىنياز * مظهر قهر توام ، يا مظهر غفران تو
هر چه دارم از تو دارم ، خود چه دارم ؟ هيچ هيچ * نيستم من جز بدى مستغرق احسان تو
( فيض ) را حدّ ثنايت نيست ، معذورش بدار * كيست او يا چيست او تا دم زند در شأن تو
كى توان از عهدهء شكر تو بيرون آمدن * شكر نعمت نعمتى ديگر بود از خوان تو
هامش
( 1 ) - اين غزل فقط از اصلى اضافه شده است . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : ور . ( 3 ) - چ ش : كار در استان .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1160 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى