تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1158

مساهمون:

ص١١٥٨
چون ز ظاهر مىزنى « 1 » دم ، آفت دم خفته است * گفتگو چون كاشف اسرار شد ، خاموش شو
هيچ دانستى چه آمد رفته رفته بر زبان * آنچه اخفا خواستيش اظهار شد ، خاموش شو
نوبنو بايد سخن در بيت بيت و حرف حرف * يك سخن در يك غزل تكرار شد ، خاموش شو
امر فرمايى به خاموشى و خود گويى سخن * شرح كتمان سخن طومار شد ، خاموش شو
خواست تا رمزى بگويد شد عنان از دست فيض * گفتمش ناگفتنى بسيار شد ، خاموش شو

( 826 )

مىفزايد جان حديث عاشقان ، بسيار گو * بگذر از افسانهء اغيار حرف يار گو
حرف وصل يار گلزارست و حرف هجر خار * خار خار گفتنى گر دارى از گلزار گو
آن حديثى كآورد درد طلب تكرار كن * يكه حرفى كان دهد جان را طرب صد بار گو
از زمين و آسمان تا چند خواهى گفت حرف * يك‌زمان بگذار ذكر دار « 2 » و از ديّار گو
گر طهارت خواهى از غير خدا بيزار شو * ور تجارت خوشترت مىآيد از بازار گو
حرف دى گر به بود ز امروز دم مىزن ز دى * حرف پار ار به بود ز امسال ، حرف پار گو
بر كران باش و گران گوش از دم بيگانگان * چون حديث يار آمد در ميان بسيار گو
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : مىزنم . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : ذكر يار .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1158 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى