معنى نامه عكس رو ليك « 1 » نهان به زير خط * صنعت خامه « 2 » عكس خط آينهاى به پيش رو
داده نشان الفتى هر الفيش يكبهيك * كرده بيان وحدتى هر رقميش موبهمو
شهد گرفته در دهان نقطه به نقطه تابهتا * مهر نهفته در بيان نكته به نكته تو به تو
كشته « 3 » درون سينهام نخل اميد جابجا * كرده روان ز هر سخن آب حيات جو به جو
داده ز موى او نشان صورت آن به حسن خط * كرده ز حسن او بيان معنى آن به چند رو
گشته به خويش رهنما داده نشان ما بما * كرده بيان رازها حرف به حرف موبهمو
دل ز صبا شكفته شد پيشتر « 4 » از پيام او * داد پيام چون به دل گشت حيات دل دو تو
بوى خوشى چو مىوزد « 5 » ز خم زياده مىشود * طرفه كه زخم جان ( فيض ) يافت ز بوى او رفو
راه خداست مستقيم ، نور هداست مستبين * بار كشيم و ره رويم ترك كنيم گفتگو
( 824 )
دل ز پى جستجو در بدر و كوبكو * همره او دلبرش مىبردش سو به سو
در بدر و كوبكو مىرود و مىرود * در طلب يار و يار « 6 » ، نزد وى و روبرو
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : ليك عيان .
( 2 ) - چ ش : خانه .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : گشته .
( 4 ) - چ پ ، چ ش : بيشتر .
( 5 ) - چ پ : چون مىوزد .
( 6 ) - چ پ ، چ ش : يار و بار .