تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1153

مساهمون:

ص١١٥٣
آدم نمونه‌ايست ز مجموع خلق و امر * خاتم نگين خاتم جاه و جلال تو
جنّت اشارتيست ز قرب و كرامتت * دوزخ كنايتيست ز بعد و نكال تو
هرجا غمى و محنت و درديست سربه‌سر * يك سطوتست از سطوات جلال تو
حلمست نكته‌اى ز شكوه خدائيت * علمست نقطه‌اى ز كتاب كمال تو
هرجاست بينش و شنوايى و دانشى * يك شمّه است ز آگهى بىمثال تو
حسن بتان و غمزهء خوبان دل‌فريب * يك لمعه است از لمعات جمال تو
چندين هزار عالم و آدم كه هست نيست * جز موجه‌اى ز بحر عديم المثال تو
جايى نگنجى از عظمت جز سراى دل * شاد آن دل وسيع كه باشد مجال « 1 » تو
مستغرق شهودم و جوياى آن شهود * محروم گردم از تو « 2 » حجاب خيال تو
در من زن آتشى كه بسوزد مرا ز من * شايد كه فيض ، فيض برد از وصال تو

( 821 )

ز حق رسيد ندا لا إله الّا هو * دلم ربود ز جا لا إله الّا هو
نداى نور فشان روشنايى دل و جان * جلاى شرك‌زدا « 3 » لا إله الّا هو
سروش هاتف غيب اين ندا بجان در داد * دلا تو هم به سرا لا إله الّا هو
چو گوش هوش بدادم منادى حق را * شنيدم از همه جا لا إله الّا هو
نداى هوش ربا « ليسَ غَيرهُ دَيّار » * نداى هوش‌فزا لا إله الّا هو
خدا گواه و ملايك گواه و دانايان * « كفى بهم شهداء » لا إله الّا هو
نظر به عالم جان كردم از دريچه دل * نديده ديده سوى لا إله الّا هو
نوشته گرد لب « 4 » مهوشان به خط غبار * به كلك صنع خدا لا إله الّا هو
اشاره‌هاى خوش چشم مست محبوبان * به غمزه كرده « 5 » ادا لا إله الّا هو
هامش
( 1 ) - چ ش : محال . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : ار تو . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : نداى شرك . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : گرد خط . ( 5 ) - چ پ ، چ ش : كرد .