نظر به زلف دو تا كن بجوى موى به موى * ببين ز تاى بتا لا إله الّا هو
ندا كند دل هر ذرّه كاى ز حق غافل * بخوان ز جبههء ما لا إله الّا هو
به آسمان نگر و برّ و بحر و سهل و جبل « 1 » * نوشته بين همه جا لا إله الّا هو
كتاب عنصر « 2 » افلاك را ورق به ورق * نوشته دست قضا لا إله الّا هو
ز بحر « 3 » خاست خروشى كه غير او كس نيست * ز كوه خاست صدا لا إله الّا هو
به گوش جان چو رسيد از ازل سماع الست * طپيد و گفت بلى لا إله الّا هو
دلى كه شد خنك از چشمهء عباد اللّه * چشيد ز برد رضا « 4 » لا إله الّا هو
دلى كه گرم شد از زنجبيل حبّ حبيب * كند دروش فنا لا إله الّا هو
خداى فيض كند بر زبان او جارى * به هر نفس همه جا لا إله الّا هو
( 822 )
تن بىجانم و جانم توئى تو * سراپا كفرم ايمانم « 5 » توئى تو
چو با خويشم ، نه سر دارم نه سامان * چو با تو ، سر تو ، سامانم توئى تو
غم و دلتنگى من هم منم من * خوشيهاى فراوانم توئى تو
ز خود سر تا به پا اندوه و در دم « 6 » * سرور و سور و درمانم توئى تو
چو خار خشكيم بىبرگ و بىبر « 7 » * بر و برگ بهارانم توئى تو
گرسنه ، تشنه ، عريانم به خود من * شراب و جامه و نانم توئى تو
منم فاسد تويى اصلاح فاسد * منم عصيان و غفرانم توئى تو
منم هر بد ، تويى هر نيك و نيكى * كنم گر نيكى ، احسانم توئى تو
قبولم گر كنى ، يا ردّ ، تو دانى * اسيرم بنده ، سلطانم توئى تو
دل و جان هر دو دربند غم تست * تويى دلدار و جانانم توئى تو
هامش
( 1 ) - برّ : خشكى ، بحر : دريا ، سهل : هموارى ، جبل : كوه .
( 2 ) - عق : كتاب هستى .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : به بحر .
( 4 ) - چ ش : شهد رضا .
( 5 ) - پ - چ پ ، چ ش : كفر و ايمانم .
( 6 ) - عق : سراپا ماتم و اندوه .
( 7 ) - چ پ ، چ ش : يكى برگ بىبر خار خشكم .