( 767 ) جمال « 1 »
اى بت خوشلقا بيا ، جسم « 2 » نزار من ببين * كلبهء من دمى در آ ، نالهء زار من ببين
خون چكدم ز ديدهها بر رخ زرد جابجا * سوى من آ به عزم سير ، نقش و نگار من ببين
شد همگى ز غصّه خون از ره ديده شد برون * غرقه به خون دل شدم ، جيب و كنار من ببين
عشق ز ديده برد خواب از دل و جان گرفت تاب * در جگرم نماند آب ، رونق كار من ببين
داغ غم تو مىبرم ، بر سر تربتم بيا * شعلهء داغ غم نگر ، شمع مزار « 3 » من ببين
فيض چه شكوه مىكند با دل او چه كردهاى * آينه كن ز كار خود ، صورت كار من ببين
هيچ وفا نمىكند غير جفا نمىكند * روى بما نمىكنى لطف نگار من ببين
( 768 )
دلى داشتم رفت از دست من * كجا آيد آن باز « 4 » در شست من
بنشناختم « 5 » قدر والاى دل * ربود از كفم طالع پست من
همه تار و پودم ز دل رشته « 6 » بود * كنون رفت آن مايهء هست من
دلى را كه پرورده عقل بود * فكند آن هواى زبردست من
ز دست هوا جام غفلت كشيد * كى آيد به هوش اين سرمست من
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : چشم .
( 3 ) - چ ش : مراز .
( 4 ) - چ پ ، چ ش : يار .
( 5 ) - چ پ ، چ ش ، عق : نبشناختم .
( 6 ) - چ پ ، چ ش ، عق : رسته .