تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1115

مساهمون:

ص١١١٥
بنشين مايهء آشفتگيم * بنشين امن و امانم ، بنشين
بنشين كفر من و ايمانم * بنشين نار و جنانم ، بنشين
بنشين مكسب و سودا گريم * بنشين سود و زيانم ، بنشين
بنشين حاصل و محصول دلم * بنشين جان و جهانم ، بنشين
دل ز من بردى و جان مىخواهى * اى بقربان تو جانم ، بنشين
اى تو در جان و دلم جا كرده * وى تو عمر گذرانم ، بنشين
بنشين تا به خود آيد دل فيض * تا كه جان بر تو فشانم ، بنشين « 1 »

( 765 ) جمال « 2 »

در سرم عشق تو اى يار همانست همان * در دلم حسرت ديدار همانست همان
شعلهء آتش سوداى تو در سر باقيست * دل سوزان شرربار همانست همان
غم و اندوه فراق تو همانست كه بود * زارى ديدهء خونبار همانست همان
در دلم صبر دگر نيست همين بود همين * جورت اى شوخ جفا كار همانست همان
تير مژگانت همان خون دلم مىريزد * ستم غمزهء خونخوار همانست همان
چشم مست تو همان راه زن دين و دلست * فتنهء نرگس خمّار همانست همان
شربت نوش دهان تو همان روح‌افزاست * هم دواى من بيمار همانست همان
شيوهء ناز و تغافل كه ترا بود بجاست * ستم و جور ز اغيار همانست همان
دم بدم عشق توام رو بترقى دارد * زانكه حسن تو درين كار همانست همان
ديدهء فيض به وصلت نگرانست هنوز * حسرت چشم گهر بار همانست همان « 3 »
هامش
( 1 ) - در تمام نسخ بىتفاوت . ( 2 ) - عنوان از اصلى . ( 3 ) - در تمام نسخ بدون تغيير .