تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1112

مساهمون:

ص١١١٢
آتشى از عشق در خود زن بسوزان خويش را * بايدت جانا اگر سوى خدا رهبر شدن
مىكشد سوى خدا عشق خدا منعم مكن * گر بگويم مىتوان از عشق پيغمبر شدن
تا دهندت بار ، بارى در حريم قدس عشق * سر بر آن در بايدت زد حلقهء آن در شدن
عشق را محرم نئى تا اين دو رنگى در تو هست * گه « 1 » ز شهوت آب و گاهى از غضب آذر شدن
بر زمين دل سحاب عشق مىبارد سخن * فيض عاشق شو اگر خواهى سخن‌گستر شدن

( 760 ) حق « 2 »

در جهان افكنده‌اى غوغاى حسن * عاشقان را كرده‌اى شيداى حسن
حسن روى تست درياى محيط * ماه رويان شبنم « 3 » درياى حسن
ملك استغنا مسلم مر تراست * جان استغناست استغناى حسن
عرش بر خاك مذلّت رو نهد * پيش آن كرسى كه باشد جاى حسن
در هوا سر گشته دلها ذرّه‌سان * پيش خورشيد جهان‌آراى حسن
كوه صبر پردلان را بر كند * گردش چشم خوش شهلاى حسن
جان اهل دل ز تن بيرون كشد * قوت بازوى استيلاى حسن
خون عشاق ار بريزد گو بريز * لشكر سلطان بىپرواى حسن
آتش‌افروزى و عاشق سوزيست * مقتضاى خوى مادرزاى حسن
عشق خوبان در دلت جا داده‌اى * زان خيالت فيض شد مأواى حسن
هامش
( 1 ) - چ ش : كه . ( 2 ) - عنوان از اصلى . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : شبم .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1112 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى