تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1103

مساهمون:

ص١١٠٣
مفتى از دستار و ريش و طيلسان * قاضى از دينار مىگويد سخن
بانو از اسباب طبخ آش و نان * خواجه از بازار مىگويد سخن
شاعر از رخساره و زلف بتان * هرزه‌گو ، بسيار مىگويد سخن
هر كسى كارى كه در وى ماهرست * بىشكى ز آن كار مىگويد سخن
چو نصيبى دارد از هر پيشه فيض * در همه اطوار مىگويد سخن

( 749 )

عشقم فزون كن ، عقلم جنون كن * دل را سراپا يك قطره خون كن
دلدار من تو ، غمخوار من تو * اين نيم عقلم از سر برون كن
هستى توانا بر هر چه خواهى * رنج برون را درد درون كن
دادم به عشقت از جان و دل ، دل * خواهى بسوزان خواهيش خون كن
ايمان من تو درمان من تو * يك فنّ عشقم ، دردم « 1 » فنون كن
آن كآشنا شد ، دردش بيفزا * بيگانگان را « لا يفقهون » كن
اين عاقلان را در عقل كامل * وين عاشقان را « لا يعقلون » كن
بستان ز من من خود باش تنها * عيبم سراپا از تن برون كن
چشم « 2 » بدان دار از نيكوان دور * « هم ينظرون » را « لا يبصرون » كن
اى من اسيرت ، كن هر چه خواهى * من چون بگويم با تو كه چون كن ؟
گردن نهادم حكم ترا من * خواهى كمم كن ، خواهى فزون كن
سر تا به پايم تقصير دارد * ما « يؤمرون » را « ما يفعلون » كن
مىنال اى دل بر سرنوشتت * فكرى به حال بخت زبون كن
ناصح تو بگذر از وادى من * افسانه بگذار ترك فسون كن « 3 »
تا يادگارى از فيض ماند * گفتار او را « 4 » « ما يسطرون » كن
هامش
( 1 ) - چ پ : فنّم . ( 2 ) - چ ش : چشمم . ( 3 ) - چ پ : فاقد اين بيت . ( 4 ) - چ ش : اورما ( مغلوط ) .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1103 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى