تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1102

مساهمون:

ص١١٠٢
گر زبان عشق را فهمد كسى * با دلش احجار مىگويد سخن
خاك و باد و آب و آتش را ببين * در ثنا هر چار مىگويد سخن
بشنو اسرار حقايق از سپهر * ثابت و سيّار « 1 » مىگويد سخن
فالق الاصباح مىگويد نهار * ليل از ستّار « 2 » مىگويد سخن
دشت مىگويد ز « نعم الماهدون » * باغ از اشجار مىگويد سخن
بحر مىگويد من « الماء الحياة » * كوه از صبّار مىگويد سخن
در مقام شرح « انا موسعون » * گنبد دوّار مىگويد سخن
در جواب گفتهء حق الست * بى خود و هشيار مىگويد سخن
دانى ار گوشى بدست آرى ز غيب * خفته و بيدار مىگويد سخن
بيخودم من ديگرى مىگويد اين * گوش كن هشيار مىگويد سخن
محرمى گر فيض يابد « 3 » در جهان * از خدا بسيار مىگويد سخن

( 748 )

بلبل از گلزار مىگويد سخن * كركس از مردار مىگويد سخن
گل ز لطف رنگ و بو ، دم مىزند * خار از آزار مىگويد سخن
يار حرف يار دارد بر زبان * غير از اغيار مىگويد سخن
زاهد از حور « 4 » و قصور و انگبين * عاشق از ديدار مىگويد سخن
عابد از سجاده و تسبيح و ذكر * كافر از زنّار مىگويد سخن
عاقل از ناموس و رسم و نام و ننگ * مست از خمّار مىگويد سخن
پادشاه از تاج و تخت و لشكرى * لشكر از من پيكار مىگويد سخن
اهل علم از درس و بحث و مدرسه * تاجر از تجّار مىگويد سخن
در طبيعى بحث دارد فلسفى * صوفى از اسرار مىگويد سخن
عارف از حق ، واعظ عقباپرست * از بهشت و نار مىگويد سخن
هامش
( 1 ) - چ ش : ستّار . ( 2 ) - چ ش : سيّار . ( 3 ) - چ ش : بايد . ( 4 ) - چ پ : هور .