تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1100

مساهمون:

ص١١٠٠
بنگريد اى عاشقان بوى من و رنگ مرا * بو ز زلف و رنگم از رخسار مىگويد سخن
گل گشوده دفترى تا بنگريم « 1 » اوراق را * عندليب از بر ز وصف يار مىگويد سخن
از مقام وصف لطفش ، گل حكايت مىكند * در بيان شرح قهرش خار مىگويد سخن
چشم بيمارش چو « 2 » گردد جلوه‌گر در بوستان * در ثنايش نرگس بيمار مىگويد سخن
ميوه مىگويد ثناى او به طعم و رنگ و بو « 3 » * با زبان برگها اشجار مىگويد سخن
رو بدست آور ز غيب معرفت گوشى دگر * تا بدانى هم نه و هم چار مىگويد سخن
معدن و نامى و حيوان ، انسى و جنّ و ملك * با زبانى هر يكى زان يار مىگويد سخن
آن يكى در علم ظاهر از خدا دم مىزند « 4 » * وان يكى در باطن از اسرار مىگويد سخن
كشف اسرار حقايق را به قدر فهم خود * هر كسى در پردهء اشعار مىگويد سخن
گاه مولانا و گه عطّار و گاهى مغربى * گه ز شوقش قاسم انوار مىگويد سخن
هامش
( 1 ) - چ ش ، چ پ : بنگرد . ( 2 ) - چ ش : چه . ( 3 ) - چ پ : طعم و نگ و بو ( مغلوط ) . ( 4 ) - چ پ : در عالم ظاهر دم از حق مىزند ، چ ش : در عالم ظاهر از حق مىزند .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1100 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى