تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1101

مساهمون:

ص١١٠١
من كه باشم تا زنم دم « 1 » از ثناى كردگار ؟ * در ثنايش احمد مختار مىگويد سخن
گفت « لا احصى » محمّد كيست ديگر دم زند * ليك قدر خويش هر هشيار مىگويد سخن
هر كه مستولى شود بر جان او شوق كسى « 2 » * بيخودانه با در و ديوار مىگويد سخن
گر سخن بسيار گويد فيض معذورش بدار * هر كه او دلتنگ شد ، بسيار مىگويد سخن

( 747 )

با دلم گلزار مىگويد سخن * از زبان يار مىگويد سخن
بشنويد اى عاشقان بوى مرا * بويم از اسرار مىگويد سخن
بنگريد اى عارفان رنگ مرا * رنگم از انوار مىگويد سخن
بوى گل از زلف او دم مىزند * رنگش از رخسار مىگويد سخن
گل ز شرم لطف او دارد عرق * خارش از قهّار مىگويد سخن
با دلى چون غنچه پرخون از غمش * عندليب زار مىگويد سخن
گل به رنگ و بو كند تعبير او * بلبل از منقار مىگويد سخن
هر كرا بينى به نحوى در لباس * در حق آن يار مىگويد سخن
صوفى اندر خلوت از سرّ دم زند * مست در بازار مىگويد سخن
عاشق ار يكدم نيابد همدمى * با در و ديوار مىگويد سخن
گر زبانش يك‌نفس دم در كشد * با دلش دلدار مىگويد سخن
از رموز عشق حلّاج « 3 » شهيد * بر سر آن دار مىگويد سخن
چون سنائى تن زند از گفتگو * رومى و عطّار مىگويد سخن
قاسم انوار اگر « 4 » كم گفت راز * مغربى بسيار مىگويد سخن
هامش
( 1 ) - چ پ : ار زنم دم . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : عشق كسى . ( 3 ) - چ ش : حلّاح . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : گر .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1101 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى