اندر دل « 1 » هر ذره خورشيد جهانتابيست * من تابش آن خورشيد از روى تو مىبينم
اين عالم فانى را هر دم تو ز نو آرى « 2 » * من كهنه نمىبينم من نوى تو مىبينم
از هيچ صدائى من جز حرف تو نشنيدم * هيهاى « 3 » دل هر كس يا هوا تو مىبينم
در بحر محيط عشق شد غرق وجود فيض * وين چشم گهربارش وا سوى تو مىبينم
( 672 ) حق « 4 »
اى جان مردم جانان مردم * بادا فدايت صد جان مردم
جان خود چه باشد تا خوانمت جان * بهتر ز جان چيست تو آن مردم
اظهار حاجت پيشت چه حاجت * اى بر تو پيدا پنهان مردم
اى با تو « 5 » آسان دشوار هر كس * اى بىتو دشوار آسان مردم
آسان كن اى دوست دشوار ما را * دشوار مپسند آسان مردم
اى بىتو ما را نى سر نه سامان * هم تو سرى هم سامان مردم
اى كفر زلفت ايمان عشاق * آيات حسنت قرآن مردم
اى زلف « 6 » شستت صياد دلها * وى چشم مستت فتّان مردم
اى نور و بينش در مردم چشم « 7 » * در چشم مردم انسان مردم
در جسم مردم هم جان و هم دل * در جان « 8 » مردم ايمان مردم
سوز دلم را درد تو سازد * اى درد عشقت درمان مردم
زان شكرلب كامى نيابند * بر لب نيايد تا جان مردم
در مطبخ عشق خونابهء دل * مستغنيم « 9 » كرد از خوان مردم
هامش
( 1 ) - چ پ : نور دل .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : را هر دم ز تو نو از نو
( 3 ) - چ پ : هيهات .
( 4 ) - عنوان از اصلى .
( 5 ) - چ پ ، چ ش : بر تو .
( 6 ) - چ ش : زلفت .
( 7 ) - چ پ ، چ ش : در چشم مردم .
( 8 ) - چ پ ، چ ش : هم جان .
( 9 ) - چ پ ، چ ش : مستغيم .