تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1041

مساهمون:

ص١٠٤١
بتخانه روم گر من تا جلوهء بت بينم * چون نيك نظر كردم « 1 » ديدار تو مىبينم
هر كو ز تو پيدا شد هم در تو شود پنهان * پيدا و نهان گشتن هم كار تو مىبينم
از كوى تو مىآيم هم سوى تو مىآيم * در سير و سلوك خود انوار تو مىبينم
هم كشتهء اين عيدم هم زندهء جاويدم * منصور صفت خود را بر دار تو مىبينم
گه قدر مرا « 2 » كاهى گه قيمتم افزائى * در سود و زيان خود را بازار تو مىبينم
هر كس شده در كارى سرگشته چو پرگارى * سرگشتگى جمله در كار تو مىبينم
هرجا كه روم نالم چون بلبل شوريده * سرتاسر عالم را گلزار تو مىبينم
خون در جگر لاله از داغ تو مىيابم * چشم خوش نرگس را بيمار تو مىبينم
پروانه به گرد شمع جوياى جمال تو * بلبل به گلستانها هم زار تو مىبينم
از خود نه خبر دارم نه عين و اثر دارم * در نطق و بيان فيض گفتار تو مىبينم

( 671 ) حق « 3 » ( در مشاهده واحد حقيقى در كثرت مجازى )

حسن رخ مهرويان از روى تو مىبينم * دلجويى دلداران از خوى تو مىبينم
هرجا كه بود نورى از پرتو روى تست * هرجا كه بود آبى از جوى تو مىبينم
چشم خوش خوبان را بيمار تو مىدانم * محراب دو عالم را ابروى تو مىبينم
گبر و مغ و ترسا را جوياى تو مىيابم « 4 » * روى همه عالم را وا سوى تو مىبينم
بلبل به گلستانها از بهر تو مىنالد * بوى گل و ريحانها از بوى تو مىبينم
تشويق دل درهم از زلف تو مىدانم * اسباب پريشانى گيسوى تو مىبينم
عاشق سر كو گردد من گرد جهان گردم * چون جملهء عالم را من گوى تو مىبينم
املاك و لطائف را چوگان تو مىدانم * افلاك و عناصر را من كوى تو مىبينم
هامش
( 1 ) - چ ش : گردم . ( 2 ) - چ پ : گاهى تو مرا ، چ ش : گاهى كه مرا . ( 3 ) - عنوان از اصلى . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : مىبينم .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1041 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى