تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1035

مساهمون:

ص١٠٣٥
برى زين باغ تا چنيم هزاران جور مىبينم * براى آن گل خودرو به گرد خار مىگردم
نپيچم روى از تيرش نپرهيزم ز شمشيرش * سر از بهر فدا دارم پى اين كار مىگردم
قرار و صبر برد از من تمنّاى وصال او * هواى آشيان دارم كه چون طيّار مىگردم
به نزد دوست خواهم شد براى تحفه مجلس * دُرى شايسته مىجويم درين بازار مىگردم
دواى درد عاشق را مگر يابم نشان از كس * درين بازار در دكان هر عطّار مىگردم
نيايد بر منش رحمى طبيب عشق را هر چند * درين بازار عطّاران من بيمار مىگردم
قلندر نيستم گرچه به صورت « 1 » ليك در معنى * وراى عالم صورت قلندروار مىگردم
عزيز هر دو عالم مىشوم چون خاك ره گردم * چو عزّت‌جو شوم در هر دو عالم خوار مىگردم
جهان بر من شود حاكم چو او را دوست مىدارم * برد فرمان من عالم چو زو بيزار مىگردم
زنم بر عالم استغنا قناعت چون كنم پيشه * شوم محتاج هر ناكس چو بر دينار مىگردم
به غفلت عمر رفت اى فيض بس كن گفتگو آرى « 2 » * چو از دستم نيايد « 3 » كار بر گفتار مىگردم
هامش
( 1 ) - چ ش : در صورت . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : عمر خواهد رفت بس كن گفتگو اى فيض . ( 3 ) - چ پ ، چ ش ، عق : نيامد .