با اين و آن گشتم بسى بردم به سر با هر كسى * طرفى نبستم زين و آن استغفر اللّه العظيم
هر چند جويم من كنار زين عالم ناپايدار * تقديرم آرد در ميان استغفر اللّه العظيم
هى هى نمىدانم چرا افتادم اندر اين بلا * اين نكته شد بر من نهان استغفر اللّه العظيم
جان مىرود سوى علا تن مىرود سوى بلا * از امتزاج جسم و جان « 1 » استغفر اللّه العظيم
گاهى رهم دنيا زند گه سدرهء عقبى شود * هم زين جهان هم زان جهان استغفر اللّه العظيم
هر دم شوم نادم دگر گيرم گناهان را ز سر * يا ربّ انت المستعان استغفر اللّه العظيم
از بس زدم بر توبه سنگ شد توبه بر من « 2 » عار و ننگ * از اصل جرم و جبر آن استغفر اللّه العظيم
از بس زدم بر توبه راه شد توبه بدتر از گناه * هر دم هم از اين هم ز آن استغفر اللّه العظيم
زين عهدهاى سست و مُست زين توبههاى نادرست * لحظه به لحظه آن به آن استغفر اللّه العظيم
ده بار و صد بار و هزار اى فيض كم باشد بيار * هر دم جهان اندر جهان استغفر اللّه العظيم
( 664 ) حق « 3 »
خويشتن را در هوا كرديم گم * جاده در راه خدا كرديم گم
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : اين و آن .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : توبهء من .
( 3 ) - عنوان از اصلى .